ورود کاربران

سر مورتیمر دوراند ماموریت شش ساله ی خود در ایران را از سال 1894 میلادی آغاز می کند و همزمان با شکست ماموریت اش در پی استقراض دولت ایران از روسیه در سال 1900 به انگلیس باز می گردد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی واثقین، سر مورتیمر دوراند ماموریت شش ساله ی خود در ایران را از سال 1894 میلادی آغاز می کند و همزمان با شکست ماموریت اش در پی استقراض دولت ایران از روسیه در سال 1900 به انگلیس باز می گردد.او پیش از ایران در کشورهای هند و افغانستان خدمت خویش را گذرانده بود.کتاب گزارش سر مورتیمر دوراند ترجمه ای است از نامه ی او به دولت انگلیس که در آن به طور مفصل اوضاع سیاسی،اقتصادی و اجتماعی ایران توضیح داده شده است و نیز توصیه ها وراهکارهایی از سوی وی برای تسلط بیش تر بر ایران و استفاده بیش تر از منابع آن به دولت انگلیس ارائه شده است.

اولین نامه پس از یک سال ماموریت
پنجم مهر سال 1274 مورتیمر دوراند فرستاده ی پادشاه انگلیس که یک سالی از حضورش در ایران می گذشت در حالی اولین گزارش خود از اوضاع مملکت ایران طی نامه ای محرمانه به انگلیس مخابره کرد که به گفته خودش عمق بی تدبیری و سوء مدیریت های پدشاه ودربار،ایران را به کشوری با کسری بودجه  فراوان،دولت مرکزی ضعیف و ناتوان از اصلاحات اقتصادی تبدیل کرده بود.

اوضاع آشفته ی ایران ناصری
مورتیمر اوضاع مالی ایران را مغشوش و در هم ریخته می داند تا حدی که سه سال متوالی با کسری چند ده هزار لیره ای رو به رو بوده است و عملا در هیچ یک از بخشهای اقتصادی،نظامی و سیاسی نظم و انظباط و قانونی حکم فرما نیست.آنچه بالاتر از هر چیزی حکم فرماست طمع شاه،صدر اعظم و پسران شاه برای کسب درآمد نامشروع و پول بیش تر است و به همین دلیل است که حکومت ولایات مختلف نه بر اساس شایستگی و لیاقت بلکه بر اساس میزان پیشکش و پولی که افراد به شاه می دهند تعیین می شوند.
فرستاده ی انگلیس در کنار کسب درآمد نامشروع که اصلی ترین هدف دولتی ها می خواندش دو به هم زنی علیه یک دیگر،عدم اعتماد به هم،نخوت ملی را از صفات دیگر ماموران و حاکمان دولتی دوره ناصری می داند که باعث شده است نه تنها تلاشی برای پیش رفت کشور انجام ندهند بلکه کسی که طالب پیش رفت نیز هست را هم بر سرجای خود بنشاند.در واقع وطن پرستی واقعی امری کمیاب و بلکه نایاب در حوالی سالهای 1274 در کشور ایران است.

حل بحران
اما راهکار مورتیمر برای سامان دادن به اوضاع نابسامان ایران چیست؟
انگلیس برای پیاده کردن برنامه های خود در ایران با دو مانع مهم مواجه بود که همین امر باعث می شد چشم از اصلاحات عمیق بشوید و تنها به دنبال بهبود امور و توسعه اقتصادی در حدی باشد که با استفاده از آن منافع حداقلی خود را تامین کند.اولین مانع انگلیس در اعمال اصلاحات شخص شاه ونیز صدراعظم و درباره بودند که از اوضاع نابسامان سود می بردند.برای نمونه مورتیمر در مورد فساد صدراعظم و مانع بودن او بر سر راه اصلاحات در ایران اشاره می کند که «همه چیز در دست اوست،منابع درآمدش متعدد است و سالانه از هفتاد هزار تا یک صد هزار لیره ی استرلینگ عایدش می شود.هر کدام از این نواقص اگر برطرف شود باعث خواهد شد که صدر اعظم بخشی از درآمد خود را از دست بدهد».
از طرف دیگر روسیه نیز از این اوضاع نابسامان سود می برد و همین نکته باعث می شود تا با انگلیس بر سر انجام اصلاحات مورد نیاز در ایران توافق نکند.مورتیمر معتقد است که روسیه در دربار ایران بر دیگر کشورها غلبه دارد و در حالی که حاکمان ایران با نخوت و تکبر با انگلیس سخن می گویند کمال احترام را در رابطه با روسیه اعمال می کنند.
در بخش دیگری از نامه مورتیمر اشاره می کند که انگلیس به تنهایی نمی تواند برای اصلاحات به ایران فشار بیاورد چرا که بیم آن می رود تا دربار بیش از پیش به سوی روسیه گرایش پیدا کند.

اتحاد مسلمانان خطرناک است
مورتیمر برای غلبه انگلیس به روسیه راه حلی پیش روی پادشاهی بریتانیا می گذارد و آن متحد شدن جهان اسلام است که با توجه به جمعیت مسلمانان هند که آن روز مستعمره ی بریتانیا بوده استرهبری اسن اتحاد به بریتانیا تعلق می گیرد البته بلافاصله پس از این با اشاره به این که به صلاح نیست که اسلام مستقل به قدرت دست پیدا کند از پیشنهادخود پا پس می کشد و در نهایت پیشنهاد می کند که در برخی از موراد با روسیه به توافق برسند.

قرارداد رژی
یکی از قراردادهایی که آن روزها میان ایران و انگلیس بسته شده بود قرارداد رژی بود.مورتیمردر بخشی از نامه ی خود ادعا می کند که دولت بریتانیا نمی تواند شرکت های انگلیسی را مجبور کند که از قراردادشان با ایران صر نظر کند به بریتانیا پیشنهاد می کند که به دولت ایران وام پرداخت کند تا بتواند بدهی رژی را پرداخت کند.پس از این می توان ماهیت استعماری اقدامات و دلسوزی های کشور برتانیا را به وضوح دید چرا که وی معتقد است آنچه شاه و دربار از ایران می خواهد تنها یک کلمه و پول است و پس از این پرداخت وام بریتانیا می تواند مظمئن شود که در حوزه ی جنوب کشور مقامات بدون اجازه ی بریتانیا منصوب نمی شوند و نیز بریتانیا می تواند شاه را مجبور کند تا به اصلاحات اقتصادی مورد نظرش تن دهد.

بهبود رابطه ی مردمی و سیاسی
مورتیمر اواخر نامه اش با جمع بندی اوضاع ایران آن را بد و باعث نارضایتی می داند اما با این وجود جمله ای کلیدی را بیان می کند: «بریتانیا نمی تواند دست روی دست بگذارد و به راحتی خود را به کناری بکشد».از این رو در کنار ارائه پیشنهادهای اقتصادی خود به ارائه پیشنهاداتی در مورد رابطه ی سیاسی ایران و بریتانیا می پردازد.مورتیمر می گوید که یکی از اولویت های اصلی سیاست بریتانیا در برابر ایران باید کسب اعتماد مردم،جلب محبت مردم و جلوگیری از تجاوز روسیه باشد.رفت و آمد نمایندگان سیاسی انگلیس به عشایر و قبایل،کمک به بازسازی معابر و جاده ها و رفت و آمد با مردم بپردازد.او در عین حال معتقد است که ایرانیان در عین حال که از انگلیسی ها احترام می بینند باید مطیع اوامر انگلیس باشند،انگلیس را جدی بگیرند و به تمایلات آنها احترام بگذارند.

هدف از اصلاحات انگلیس چیست؟
اما آنچه جالب به نظر می رسد این است که چرا بریتانیا که آن روزها کشوری استعمارگر بود این گونه به دنبال توسعه بخشی به اقتصاد و نظم دادن به وضعیت ایران باشد.مورتیمر ایران را بازاری تجاری برای انگلیس می داند،از این رو اصلاحات اقتصادی موجب گسترش یافتن تجارت و در نتیجه منافع بریتانیا در ایران است.او هم چنین در خطوط پایانی نامه ی خود بار دیگر نتیجه ی احتمالی اقدامات متعدد پیشنهادی خود را ذکر می کند.در حقیقت هدف نهایی مورتمیر همان هدف همیشگی کشورهای استعماری است اتخاذ اصلاحات و سیاست هایی که در نهایت نفوذ انگلستان را افزایش و موقعیت این کشور در ایران را تحکیم بخشد.

برای ارسال نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.